
گر تو را یار و گر که بار توام
چه توان کرد،بی قرار توام
گر کشی ور به لطف بنوازی
دست بسته،در اختیار توام
تو به هر شکلی خواهیم،آنم
تاری از موی تابدار توام
در سخن های من نموداری
آئینه دار روزگار توام
آفتم را نمی توان دید
کشت سر سبز نوبهار توام
از تو من شهره ی جهان شده ام
بهترین شعر و شاهکار توام
زیر پا مفکنم به بیزاری
دفتر عشق و یادگار توام
وعده دادی ببینمت ای دوست
پای تا سر در انتظار توام

تو چه دانی به من چه می گذرد؟
که چنین روز و شب ز من دوری
مـن سـزاوار مهـربانی تـو
نیستم جان من،تو معذوری
تو چه دانی که آه حسرت من
چه روانسوز آتشی شده است؟
تو چه دانی که شعله آه
چه شررهای سرکشی شده است؟
تو چه دانی چو گریم از غم تو؟
بند بند تنم،چسان لرزد؟
تو چه دانی چو می برم نامت
پیش چشم من این جهان لرزد
تو چه دانی چگونه می نالم؟
ناله این نیست،شیون است ای دوست
شیون روح داغدیده ی من
بر مزار دل من است ای دوست
تو چه دانی،چو گاه می گویی
که تو رابیش از این نخواهم خواست
در سر من چه شور و غوغایی
در دل من چه آتشی برپاست
تو چه دانی که بی خبر ماندن
ز عزیزان چه عاقبت سوز است
تو چه دانی به چشم مهجوران
سال ها،کمتر از شب و روز است
تو چه دانی که عمر بی فرجام
این نفس چون گذشت،با ما نیست
گر شدی مهربان،همین دم شو
کانچه امروز هست،فردا نیست
گفت دیدی چگونه آزردم
دل زود آشنای ساده ی تو؟
گفتی دیدی که عاقبت کشتم
روح آزاد و افتاده ی تو
گفت دیدی چگونه بشکستم
اعتبار تو را ز خودخواهی؟
گفت دیدی که سو ختم آخر
خرمن دوستی ز گمراهی
گفت دیدی که دوستانه تو را
با چه نیرنگ, راندم از یاران
گفت دیدی که پاک فرسودم
تن غم پرورت چو بیماران
گفت دیدی که از تو ببریدم
عشق دیرین نازنین تو را
گفت دیدی به اشک و خون شستم
رنگ و بوی گل جبین تو را
گفت دیدی که جمله نیکی تو
با دورنگی, ز یاد خود بردم
گفت دیدی که بعد از آن همه صدق
کز تو دیدم,روانت آزردم
گفت دیدی که از سرت بیرون
کردم اندیشه ی وفاداری
گفت دیدی که در تو شد خاموش
آتش مهربانی و یاری
گفت دیدی که در زمانه ی ما
معنی دوستی دگرگون است
گفت دیدی که هر که این سودا
در سرش بود و هست,مغبون است
گفت دیدی که از حسادت و بغض
دوستی را ندیده بگرفتم
گفت دیدی که آنچه مدحم را
گفته ای ناشنیده بگرفتم
گفت آری یکایک اینها را
دیدم و اعتنا نکردم من
گله ی دوستانه ای هم , هیچ
از تو ای بی صفا,نکردم من
صبر کن, تا که عکس کرده ی خویش
اندر آیینه ی زمان بینی
من نباشم اگر,خدایی هست
هر چه دیدم یکان یکان بینی