تبليغاتX
نقطه عشق




لینک ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 20:45 توسط ..:: ...م! ::..

سخن از عشق نباید گفت

دوستت دارم یک جمله بی معنی ست

عشق چیزی نیست

که بخواهم ان را

مثل یک بسته اهدایی در جشن تولد بتو تقدیم کنم

اگر عاشق باشم

چشمهایم بتو می گوید

دستهایم بتو می گوید

اگر عاشق باشم

می توانی حتما...

از نفسهایم احساس کنی

عشق محتاج به ظاهر سازی نیست

عشق محتاج به زیبای نیست

دوستت دارم یک جمله تکراری ست

سخن از عشق نباید گفت

 




لینک ثابت نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 21:35 توسط ..:: ...م! ::..

من نمی دانم

_ و همين درد مرا سخت می آزارد_

که چرا انسان،اين دانا،اين پيغمبر

در تکا پو هايش:

_چيزی از معجزه آن سو تر_

ره نبردست به اعجاز محبت،

چه دليلی دارد؟

چه دليلی دارد که هنوز

مهربانی را نشناخته است؟

و نمی داند در يک لبخند،

چه شگفتی های پنهان است!

من بر آنم که در اين دنيا

خوب بودن به خدا سهل ترين کار ست

و نمی دانم که چرا انسان،تا اين حد،

با خوبی بيگانه است

و همين درد مرا سخت می آزارد!




لینک ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 18:1 توسط ..:: ...م! ::..

           برفراز قلب ويران

بخوان به نام عشق

ای بي کران نياز سپيد             

اميد از شکوفه ی سرخ لبان تو جاريست

مهتاب شبان برف آذين

پياله ی حيات من از نگاه تو لبريز می شود

ساقی بزم فرهاد انتحار فرجام

شب با نام تو رنگ می بازد

شادی از چشمان تو می تابد

با من دوستی؟

پنجره شهر من به روی تو می خندد

کوچه باغ من به ياد تو گل می دهد

تنها به خاطر تو،بر گونه هايم شبنم می رويد

ای عشق،

مهر تو،نور باران آفتاب است

از آسمان درختان

مرا به خود فرا بخوان

مرا به خود رها مکن

چونان نيلوفری عاشق

در آغوش می فشارمت

به خونم آغشته ات می کنم

با من دوستی؟

بی تو

کوچه به کوچه چشمانم ابريست

ای کاش می توانستم صدای پايت را بشنوم

کز کوچه ی بارانی چشمانم می گذرد

بی تو

بگذار با شب بسوزم

شايد خاکسترم با طلوع روز بر نسيم سلامی

دوباره باشد




لینک ثابت نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 13:15 توسط ..:: ...م! ::..




لینک ثابت نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 19:45 توسط ..:: ...م! ::..

يمه شب بود و غمی تازه نفس

ره خوابم زد و ماندم بيدار،

ريخت پرتو لرزنده شمع

سايه دسته گلی بر ديوار،

همه گل بود ولی روح نداشت

سايه ای مضطرب و لرزان بود،

چهره ای سرد و غم انگيز و سياه

گوييا:مرده سرگردان بود،

شمع خاموش شد از تندی باد

اثراز سايه به ديوار نماند!

کس نپر سيد کجا رفت؟ که بود؟

که دمی چند در اينجا گذراند؟

اين منم خسته در اين کلبه تنگ

جسم درمانده ام از روح جدا ست؟

من اگر سايه خويشم يارب!

روح آواره کيست؟کجاست؟




لینک ثابت نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 10:57 توسط ..:: ...م! ::..

همه مي پرسند:

چيست در زمزمه مبهم آب؟

چيست در همهمه دلکش برگ؟

چيست در بازی آن با ابر سپيد،

روی اين آبی آرام بلند،

که تو را می برد اين گونه به ژرفای خيال؟

چيست در خلوت خاموش کبوترها؟

چيست در کوشش بی حاصل موج؟

چيست در خنده جام؟

که تو چندين ساعت،

مات و مبهوت به آن می نگری!؟

_ نه به ابر،نه به آب،نه به برگ

نه به اين آبی آرام و بلند،

نه به اين خلوت خاموش کبوترها،

نه به اين آتش سوزنده که لغزيده به جام،

من به اين جمله نمی انديشم.

من،مناجات درختان را،هنگام سحر،

رقص عطر گل يخ را با باد،

نفس پاک شقايق را در سينه کوه،

صحبت چلچله ها را با صبح،

نبض پاينده هستی را در گندم زار،

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل،

همه را می شنوم،می بينم.

من به اين جمله نمی انديشم!

به تو می انديشم ای سراپا همه خوبی،

تک و تنها به تو می انديشم.همه وقت،همه جا

من به هر حال که باشم به تو می انديشم

تو بدان اين را،تنها تو بدان!

تو بيا، تو بمان با من،تنها تو بمان!

جای مهتاب به تاريکی شب ها تو بتاب

من فدای تو،به جای همه گل ها تو بخند

اينک اين من که به پای تو در افتادم باز

ريسمانی کن از آن موی دراز،

تو بگير،تو ببند!تو بخواه

پاسخ چلچله ها را،تو بگو!

قصه ابر هوا را،تو بخوان!

تو بمان با من،تنها تو بمان

در دل ساغر هستي تو بجوش،

من همين يک نفس از جرعه جانم باقی ست،

آخرين جرعه اين جام تهی را تو بنوش




لینک ثابت نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 18:10 توسط ..:: ...م! ::..

ولادت امام حسین و امام سجاد حضرت عباس مبارک

 

ایام نشاط و شور امت امد

هنگام سرور و اخذ حاجات امد

روز سه و چهار و پنج ماه شعبان

از جانب حق سه پیک رحمت امد

میلاد حسین و ابوالفضل و علی

یعنی که سه منشا سعادت امد

ان ماه که باب حاجتش می خوانند

ما بین دو خورشید امامت امد

خوش باش که بیم گمراهی نیست

زیرا سه وسیله هدایت امد




لینک ثابت نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 19:59 توسط ..:: ...م! ::..